78

سلام به همهنیشخند

خوبین ؟

ما هم خوبیم 

وااااااااای که من چقذر بد قول شدم . ولی خدایی با وجود باقلوا خیلی سخته روزا بیام  اینجا و پست بزارم

خواب باقلوا کلا بهم ریخته . یه دلیلش رفتن آخر هفته ها به خارج از شهره یه دلیل دیگشم ماه رمضون بود 

دیشب یه زور ساعت 3 خوابید ساعت 4:30 با گریه و زاری بیدار شد . با اجازه بزرگترا ساعت 9:30 صبح با بد بختی دوباره خوابوندمشخنثی ساعت 3 بیدار شد . الان باز اقا خوابید خنثی

خوب چوقولی از باقلوا بسه بریم سره گرارشاتنیشخند

واااااااااای اگر خدا  بخواد برای روز شنبه بلیط گرفتیم برای مشهد . اینقدر خوشحالم که حد نداره . یعنی دلم پر میزنه برای رفتن تو صحن حرم امام رضا(ع)

امیدوارم  که بریم و بهمون حسابی خوش بگذره قلب

 باقلوای عزیزم بالاخره شروع کرد به راه رفتن . البته باید ایستاده باشه تا راه بره . وقتی رو زمین باشه اصلا تکونی به خودش نمیده نیشخند کلا خیلی احتیاط کاره بچمماچ

 چند شب پیش بردیمش پارک . قطاب خان میخواست یه پولی و کارت به کارت کنه . برای همین قبل از پارک رفتیم دمه یه بانک

 روبه روش یه فضای سبز بود (کوچیک) ولی پر نوووووووووووووور . چمن هم داشت 

من و باقلوا هم پیاده شدیم تا بریم یکم راه بریم روی چمنا 

آقا تا ما پیاده شدیم . یهو صدای  داد زدن یه خانومه اومد 

من اهمیت ندادم . با باقلوا رفتم رو چمنا 

تا اومدیم بریم اونور چمنا . دیدم یک عدد اقای کارتون خواب اونجا دراز کشید خنثی

مجبور شدم برگردم  سمت خیابون ( ترسیدم خجالت) تا رسیدم به خیابون دیدم یه خانوم حدود 35 تا 40 ساله  داره فوش میده در حد بنزیول

هر ماشینی رد میشد این فوش  خیلی خیلی ناجور میدادخنثی

بعد هم تا من و دید  شروع کرد به من  فوش دادنخنده بهم میگفت خانوم ......

خلاصه منم که ترسووووووووووو

اصلا خشک شده بودم 

یهو به خودم اومدم دیدم داره میاد سمتمابله منم تیز پریدم تو ماشین خنثی

همش هم خدا خدا میکردم نیاد شیشه ماشن و بشکنهچشم

خدا رو شکر یهو یه ماشین اومد که پر پسر بودعینک گیر دادن بهش . اونم  شروع کرد دونبال ماشینه  دویدن و فوش دادنخنثی

خیر سرمون رفته بودیم پارک با بچهسبز

بعدش قطاب اومد . رفتیم یه پارک  درست حسابی امااااااااا تاریکگریه ینی خاک بر سر  کسی که  مسول چراغ پارکاسعصبانی

این باقلوا خان  هم که با تاریکی میونه خوبی نداره . در نتیجه  یه متر راه رفت بقیش و غر زد

سر سره هم سوارش کردیم  ولی خیلی لذت نبرد بچمابرو

مامی جانم رفته سفر . هم دلم برای خودش تنگ شده هم برای نگهداری  باقلوانیشخند

هفته قبل هم تولد بودیم جای شما خالی کلی خوش گذشت بهمون مژه

خوب دیگه برم یه چیزی بخورم تا این فسقل خان از خواب بیدار نشده ابله

دوستتون دارم یه عالمهقلب

خدافظیبامن حرف نزن

/ 0 نظر / 31 بازدید