75

 

سلام از خود راضی

چشم نخورم زود اومدمنیشخند

خوبین ؟ ما هم خوبیمخجالت

نماز روزه هاتون قبول باشهبغل 

5شنبه مامانم  باید میرفت بیمارستان . بنده  ظهر با کلیییییییی اساس برای باقلوا خان راهی خونه مامی جان شدم 

ساعت 6 از بیمارستان مامان اومد خونه . ولی حالش اصلا خوب  نبود 

منم با وجود باقلوا خیلی کاری از دستم بر نمیومد ناراحت

مادر بزرکم با خواهرش هم بودن 

که توی این 2 روز این 2 عدد موجود دوست داشتنی  سرویس کردن من وخنثی

دیشب ساعت 2 برگشتم خونه خودمون . شکر خدا مامانم حالش بهتر شده بودقلب

این  2روز که اصلا از ماه رمضون هیچی نفهمیدم چشم هم حواسم به مامانم بود هم اونجا کسی روزه نبود 

امروز هم میخواستم برم که مامانم گفت نمیخواد بیای . بمون خونه استراحت کننیشخند

منم از خدام بود . ولو شدم تو خونه 

بنده خدا قطاب  که رفته سر کار 

انشالله خدا خودش توان و قدرت بسیار زیاد به همه روزه دارا بدهقلب

دیشب هم خونه یکی از اقوام افطاری دعوت بودیم 

مامان بزرگم و خواهرش به زور میخواستن مامان مریضم و ببرن افطاریخنثی

از صبح ساعت 9 تا ساعت 8 شب که اینا برن  برای مهمونی دهن من سرویس شد

از بس براشون توضیح  دادم که مامان نمیتونه بیاد خنثی

خدایی با آدمای سن بالا زندگی کردن صبر عیوب میخواد

دقیقا عین بچه ها رفتار میکننخنثی

خونه مامانم به خاظر این 2تا خواهر کولر خاموشهگریه بعد منه بد بخت این 2 روز مردمگریه

دیروز سر ظهر دیگه داشتم دیوانه میشدم (پنجره هم نمیذاشتن باز کنم چون پشههههه شب اذیتشون میکرد)  پاشدم کولر و روشن کردم 

فقط مال یه قسمت از خونه ( چیلر دارن)

اقـــــــــــــــا نمیدونین چه کردن ها 

وایییییییی سرده واییییییییی استخونامون ترکید 

واااااااااای کلمون باد خورد 

وااااااااااای زانو هامون درد گرفت 

منم اصلا به روی خودم نیاوردم خیلی شیک رفتم تو اتاق 2عدد پتو آودرم انداختم رو سرشون نیشخند 

گفتم برین زیر پتو تا مریض نشینابله

خودم جهنم بچم داشت از گرما تلف میشدابرو

یه چیز بامزه ای هم که این 2تا خواهر دارن اینه نیشخند

مثلا دلشون چایی میخواد : مامان بزرگم نمگه " خواهر جونننننننن

چاهی   میخوری ؟؟

خاله : دستت درد نکنه دلم خیلی چایی میخواد 

مادر بزرگم : خوب الان پا میشم برات میریزم 

خاله : نه بابا زحمت نکش . خودم میریزم 

مامان بزرگم : نه خواهر جون من میریزم برات 

خاله : آخه زحمتت میشه 

مامان بزرگ : نه عزیزم زحمت نیست 

تمام این مدت هم نشستن  زول زدن به  منه بیچاره خنده

یعنی حتی یه نیمچه تکون هم به خودشون نمیدن ها . فقط تعارف تیکه پاره میکنن  با هم 

بعد که منه بیچاره میرم چایی میارم براشون 

مامان بزرگم : دستت درد نکنه . خودم میریختم مژه

خاله : من خودم داستم میریختم اومدی از دستم گرفتی مژه

این 2 روزه من شده بودم فر فره . یه پام تو اتاق مامانم بود . یکی اشپزخونه .  یه پام هم باقلوا بند بود 

خدایی  خیلی سخت گذشت بهم 

بعد سره باقلوا هم دعواشون میشد هی 

مثلا یه تیکه نون داده بودم دستش 

کلی با من دعوا میکدرن و غر میزدن که نون خطر داره نده 

بیسکوییت بده خنثی

بعد دفعه دیگه که من بیسکوییت میدام باز کلی با من دعوا میکردن که بیسکوییت خطر داره  نوووووووووون بده دستشگریه

دیشب قطاب خان اومد دونبالم . میگه تو چرا اینقدر قیافت کج و کوله شدهابرو وقتی زاییده بودی هم اینقدر داغون نبودیخنده

چند نفری از فامیلا اومدن دیدن مامانم 

توی ماه رمضون . این 2تا خواهر هر 2 دقیقه یه بار از من درخواست میوه شیرینی شربت و چایی . بستنی میکردن برای مهمون

کلی مهمون توضیح میداد که بابا روزه است نمیتونه بخوره 

 این 2تا قبول میکردن . 5 دقیقه نشده باز  من و صدا میکردن که برای مهمون خوراکی ببرمخنثی

همینجوری ادم میشنوه خندش میگیره ولی خوب دهن من سرویس شد 

تازه خاله جون پیشنهاد داد پاشم میوه بشورم . بزارم تو کیسه . مهمونمون با خودش ببره دمه افطار بخوره قهقهه

یعنی دلم میخواد بشینم دونه دونه موهای خاله جان و با موچین بکنمخنده

مامان بزرگم هم که این فکر به سرش نزده بود همچین استقبال کرد  که بیا و ببینخنده

برای شام و ناهار درست کردن که هر کدوم یه دستوری میدادن 

 جالبه که قشنگ انتظار هم داشتن که همون چیزی که میگن و من انجام بدم خنثی

اخیش یکم غیبت کردم روح  روانم تازه شدنیشخند

این 2 روز به مامانم نمیتونستم بگم و به قطاب هم نگفتم ( دیدم زشته)

الان به شماها گفتم یکم سبک شدم

وایییییییی اینم بگم  خجالت این دو موجود دوستاشتنی کم بودن . زن داداشم هم بچه شو میاورد میزاشت مغز سر منگریه

 اونم که شیطون و پر سر و صدا 

کلی هم قربون صدقه اون میرفتم که آروم باشه  ( به خاطر حال مامانم)

تازه باقلوا هم با رروئک دونباله اون میکنه  تا اون فرار کنه

تا جناب  بخندنخنده

یعنی عینه تو فیلما بود این دو روزم

خدا سلامتی به تمام مادر و پدر ها بده 

مخصوصا به مامان گله  خودمممممماچ

 

خوب دیگه روده درازی بسه . برم  به این وروجک برسمنیشخند

 خدافظبغل

 

 

/ 0 نظر / 39 بازدید